می دونم دوسم نداری می دونم ازم بریدی
می دونم غرق گناهم می دونم می گی که دیدی
می دونی پرنده نیستم چونکه بال و پر ندارم
حتی یه فرشته نیستم چون و رو باور ندارم
من یه شعر نیمه کارم توی دیوان یه شاعر
می دونی خنده ای تلخم روی گونه ی یه ساحر
من برات خیلی عجیبم ولی تو ازم گذشتی !!!
رفتی و مث همیشه عکست و واسم گذاشتی
می دونم دوسم نداشتی می دونم دلت برام سوخت
می دونم رفتی و حالا خاطرت فقط برام موند !!!
ثانیه ، بغض شبم را خورده بود دستهای صورتم را شسته بود
چشمهای خیس دفتر مشق من خاطرات تلخ من راخوانده بود